فصل های زندگی-زمستان(جیم ران)

فصل های زندگی-زمستان(جیم ران)

فصل های زندگی-زمستان(جیم ران)

تمامی فصل ها حضوری کوتاه خواهند داشت. زمستان نیز از این قضیه مستنثی نیست.

زمستان در طی یک دوره کوتاه می خواهد قدرتش را به ما نمایان کند.

در برخی اوقات تابستان نیز زمستان وقتی ما مشغول به رسیدگی به کاشته های خود هستیم، لحظه ای کوتاه خود را نمایان می کند تا کاشته های ما را تهدید کند.

در فصل فرصت ها(بهار) هر لحظه امکان دارد که زمستانی غیرقابل پیشبینی نمایان شود. پس باید سریعتر و سخت تر تلاش کرد. و زودتر وارد عمل شد.

جیم ران

اگر در فصل بهار، سریعتر اقدامی علیه تهدید های زمستان نکنیم، بدون تردید فرصت ها را یک سال از دست خواهیم داد. باید خود را برای طوفان های زندگی آماده کنیم. زمستان ممکن است در فصل برداشت(پاییز) خود را نمایان کند. درست لحظه ای که، می خواهیم پاداش دو فصل قبلی را برداشت کنیم. پس اگر زودتر نجنبیم برای ما خرمنی به جا می گذارد که ارزشی نخواهد داشت.

نخستین درس زندگی که باید آموخت این است که زمستان هر لحظه امکان هویدا شدن دارد.

خیال نکنید که، زمستان همواره با برفو سرما و یخ و طوفان می آید. زمستان ممکن است در چهره یأس و ناامیدی، تسلیم شدن ومصیبت برایتان پدید آید. وقتی به درگاه خدا دعا می کنیم و پاسخی نمی یابیم، زمستان فرا رسیده است. وقتی از رفتار فرزند خود مات و مبهوت می مانیم، زمستان فرا رسیده است. هنگامی که اوضاع اقتصادی بر وفق مراد نیست، و طلبکاران به سراغ مان می آیند زمستان فرا رسیده است. هنگامی که رقیب ما خودنمایی می کند، دوستی از ما سوء استفاده می کند به نظر می رسد که زمستان فرا رسیده است.

زمستان در قالب های مختلفی می رسد. برایش کشاورز و تاجر و یا حتی خود شما فرقی ندارد.

وقتی زمستان می رسد ما دو گونه رفتار خواهیم داشت:

یا خود را از قبل مهیا کرده ایم

یا خود را از قبل مهیا نکرده ایم

زمستان برای آن هایی که خود را در بهار، به تلاش و کاشت سخت وادار داشتن و در تابستان به مراقبت از کاشته هایشان پرداختند و در پاییز برداشت کردند، تعریف دیگری خواهد داشت.

 

برای این گونه افراد فرصتی است برای مطالعه بیشتر، برای برنامه ریزی بیشتر برای کاشتن در فصل بهار پیش رو و زمانی است برای استراحت بی دغدغه.

زمستان زمانی است برای اینکه بیشتر با عزیزان و خانواده باشید. زمستان زمان شکرگزاری است، هم برای آنچه به دست آورده ایم، و هم برای آن چه به دست خواهیم آورد.  زمستان زمان استراحت زیاد نیست. زمستان برای لذت بردن از میوه های برداشت شده است، اما نه زمان پرخوری. زمستان زمان شناختن واقعیت است نه خوش گذرانی. زمستان زمانی برای افتخار کردن به خود است، اما نه مغرور شدن.

اینکه در فصل زمستان نسبت به خود، زمان، دوستان و برداشت هایمان چه نگرشی خواهیم داشت، تعیین کننده اقدامات ما برای فصل بهارپیش رو است. تقدیر این گونه رقم خورده است که انسان باید پیوسته خودش را رشد دهد.

انسان یا در حال رشد است و یا در حال پسرفت، چیزی به نام ثابت ماندن نداریم.

اگر رشد نمی کنیم یه این معناست که هیچ گاه از تفکر، عقل و استعدادهایمان استفاده نمی کنیم. و قانون دنیا این گونه است که اگر چیزی را به کار نبندیم از دست خواهیم داد. در نتیجه از حرکت می ایستیم و پس می رویم. باید بدانید که این قانون اساسی زندگی است.

آنان که خود را برای زمستان مهیا کرده اند، با زمستان آن گونه برخورد می کنند که با بهار برخورد داشتند. آنها در دل این زمستان فرصت ها را می بینند. آنانی که خود را برای زمستان آماده نکرده اند بدون شک در حسرتی عظیم فرو خواهند رفت و به خاطر اینکه سختی های زودگذر و داشتن انضباط را تحمل نکردند، باید سختی سنگین تری را تجربه کنند. این قانون خلقت است. این افراد غافل بوده اند. غفلت یعنی انبار خالی و سفره خالی در حالی که یک سال همچنان به فصل برداشت مانده است. حتی با رسدین بهار نیز باید با کیف پول خالی و شکم خالی تلاش کنند. ولی آنان که آمادگی داشتند زمستان برایشان بهار است. تنها شکل آنها فرق دارد. برای آنان که آمادگی کمتری داشتند این فصل فصل اضطراب است. فصل تهمت ها و خشم ها.

درک این وحشت و اضطراب در بهار پیش رو خواهد بود. این بادهای سرد، کودکان گرسنه، عذر خواهی ها، دیدگان یأس آلود باید شما را بیدار کند که خود را برای استقاده از بهار پیش رو آماده کنید. هرچند که گرسنگی خواهید کشید. باید از قبل آماده شویم و بر خود تکانی دهیم. تا بیشترین تلاش ها را بکنیم تا بلکه جلوی این وضعیت را بگیریم.

سختی و سرمای زمستان می تواند، در تمام طول فصل ها خود را به ما بنمایاند. و مدام از زمستان اصلی که در صورت آماده نشدن برای آن باید سختی هایش را تحمل کنیم، به ما خبر می دهد. انسان های منفی بافی که ما از آن ها مشورت می گیریم، همان زمستان هستند، لطمه هایی که از صحبت های اطرافیان می خوریم همان زمستان اند. گمان نکنید که این ها گذرا و زودگذر است. باید خود را برای آن سختی بزرگتر آماده کنید.

کسانی که در زمستان محاصره شدند باید اجازه ندهند، زمستان مانع از دیدن بهاری که در پیش رو است در دیدگان آنها شود.

بیشتر زندگی همواره بر این نقطه باید تمرکز کنیم که، در چالش ها خود باید بخشی از راه حل باشیم نه بخشی از چالش.

اگر بی پول یا بی کار یا بدون عشق هستید، این ها یعنی شما در زمستان هستید. و زمستان یعنی شما در زمانی دیگر بهار را از دست داده اید. غفلت همواره هزینه بر است. زمستان تنها یک وضعیتی است که به خاطر علتی اتفاق افتاده است. ماندن در زمستان، زمستان را شدیدتر می کند. باید به کشف ویژگی های درونی و ذهنی خود بپردازید و محدودیت هایتان را نیز بشناسید. ناملایمات زندگی به ندرت به چیز دیگری یا فرد دیگری در زندگی مان مربوط می شود. مقصر دانستن دیگران راهی برای فرار از مسئولیت است. گرایش زمستان این گونه است که این نگرش را در شما ایجاد کند که مقصر دیگران هستند. به همین دلیل انسانهایی هستند که برداشت های ناچیزی می کنند و در زمستان سختی، فرو می روند.

برای اینکه شرایط را تغییر داد باید نگرش ها، عقیده ها، و عادت ها را تغییر داد. صحبت درباره شرایط و اینکه این وضعیت انصاف نیست، تنها صحبتی تو خالیست. صحبت هایی است که شکست خورده ها در زمستان می گویند، تا خود را تسکین دهند نه شرایط را. در تلویزیون مدام از این نوع تفکرات می بینید. همین طور افرادی که الکل و مواد مخدر مصرف می کنند تا ابزار بیرونی برای درد زمستان پیدا کنند. غیبت نیز این گونه است. ما با حمله به ضعف های دیگران ضعف های خود را نادیده می گیریم.

چنان رفتار کنید که وقتی زمستان فرا رسید شما را مشغول به برنامه ریزی برای بهار پیش رو ببیند نه در حال شکایت و گله مندی. شما را در برخوردهایتان شاداب ببیند، شما را امیدوار ببیند، نه مضطرب و نگران. قدردان گذشته ببیند، نه حسرت خور آن. و هر گاه بر شما مصیتی وارد شد، شما را در حال شکرگزاری ببیند زیرا هر کدام از این ها، نعمت هایی هستند که در درون خود فرصت های بی نظیری را دارند.

زمستان زمانی برای خویش نگری و بازنگری و نیک نگری است. زمانی برای تحلیل ضعف ها و قوت ها. زمانی برای یافتن شیوه های جدید برای سختی ها قدیمی. و ریختن برنامه هایی برای اینکه به افرادی که کم سعادت ترند کمکی کرده باشیم. زمانی است برای کنترل بر خشمی که باعث می شود همواره ما را بدون تحقیق کامل، در مسند قاضی حکم صادر کنیم. زمستان زمانیست برای صادق بودن با خود، با وسوسه های خود، برای اینکه خود را گول بزنیم. زمستان زمانی است برای عاقل شدن و کنار آمدن با خود. البته هر نادانی نیز می تواند با انسان ها کنار بیاید. تنها صداقت، وفاداری، مهربانی، عشق و اعتماد باقی خواهد ماند. زمستان یا زمانی برای قدردانی داشته هاست یا زمان بی حاصلی. زمستان فصل بی تحرکی است. زمانی است که باید بیشتر دانش کسب کنیم. نه دانشی جدید، بلکه عمل به دانش های قبلی. زمستان فرصت جبران وعده های عمل نکرده است. زمستان زمانی است که باید آموزش ببینید و از تجربه دیگران استفاده کنید. خود نیز تجربه هایتان را به دیگران انتقال دهید. زیرا معلم بیشترین درس را از مطلبی که آموزش می دهد می گیرد. درست است که در زمستان خاک ها پوشیده از برف و سختی می شوند، اما همین خاک روزی زندگی بخش خواهد شد.

پایان زمستان

برای "توسعه فردی" بیشتر

نظرات

نظرخود را با ما درمیان بگذارید

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

نظرات سایر دوستان