فصل های زندگی-تابستان(جیم ران)

فصل های زندگی-تابستان(جیم ران)

فصل های زندگی-تابستان(جیم ران)

موفقیت در زندگی کار راحتی نیست، برای یک بذر هم کار راحتی نیست. بذری که که در جستجو برای یافتن نور و تغذیه  مواد شیمیایی از طریق هوا که ضامن سلامتی اش است،  خاک را به کنار می زند. پیشرفت و شادکامی یا موفقیت به هر شکلی مستلزم تلاش و پشتکار مداوم است، چرا که موانع همیشه هستند و ضعیفان و تنبلان را دل سرد می کنند.

موانع همیشه هستند.بر یکی که غلبه کنید، مانع دیگری ظاهر می شود تا جای خالی را پر کند. طراحی زندگی به گونه ای است که موفقیت با وجود ناملایمات به دست می آید، نه درغیاب آن.به خاطر وضعیت خود  چالش ها و مشکلات زندگی را مقصر ندانید. آیا بذر از این شاکی است که باید از زیر تخته سنگها راهی برای بیرون آمدن خود از دل خاک بیابد؟

اگر تمام زندگی یعنی تسلیم شدن، آیا در مواجه با نخستین مانع، زندگی ای روی زمین پیدا می شد که سزاوار زیستن باشد؟ در واقع سمت و سوی جریان مداوم و بی وقفه ی زندگی رو به پایین است - که برای ناامیدی، یاس، و دلسردی بهانه  پشت بهانه به دست ما دهد. همیشه باید بهانه ای برای تسلیم شدن باشد؛ همیشه باید بهانه ای برای شکایت باشد. خب، سرگرم شکایت کردن شوید، تا به شدت جریان سرازیری زندگی بیفزایید. تنها چیز خودرو در زندگی علف های هرز هستند. نیازی به کاشتن ندارند، مراقبت هم نمی خواهند. هستی آن ها بر این فرض بنا نهاده شده است که از تلاش های سخت دیگران نغذیه می کنند و زنده می مانند.

تابستان زندگی، در واقع زمان محافظت است؛ زمانی برای تلاش و پشتکاری روزانه، برای محافظت از محصول کاشته شده از علف های هرز و آسیب رسان.

بهار زمانی است برای آفرینش چیزهای باارزش، و این آفرینش ها نیازمند فصل تابستان هستند که رشد کنند و نیرو بگیرند تا در پاییز محصول خود را به بار بنشانند. پایان بهار به منزله پایان تلاش آدمی نیست؛ در واقع تلاشی به پایان می رسد و تلاشی دیگر آغاز می شود. اگر تلاش  متوقف شود، غفلت ظاهر فراموش نشدنی خود را می نمایاند، و میدان رشد را به رکود و ویرانی می دهد.  به عبارتی وجود ساس ها و علفهای هرز زندگی برای آزمودن اراده  آدمی برای موفق شدن، و شایستگی آدمی برای پاداش های گران بهای زندگی است. این حقیقت را درک کنید و به آن آگاه باشید که تمام اراده های خوب مورد حمله قرار می گیرند.این روش طبیعت برای سنجش صلاحیت لایقان و نالایقان است. علف های هرز در زندگی طراحی شده اند که اطمینان به نفس را به تردید، اعتماد را به بدگمانی، و تلاش را به تعلل، نگرانی و شکست نهایی تبدیل کنند. وقت با ارزش خود را صرف جروبحث با طبیعت نکنید. علفهای هرز و ساس ها و توفان ها و قلوه سنگ ها به کسانی که وقت خود را بر سر متهم کردن آنها به بی انصافی، می گذرانند، صرفاً می خندند. البته این ها همه بی انصاف هستند ولی نسبت به آنهایی که در عوض  هیج، همه چیز می خواهند، یا بدون اینکه با فعالیت بیشتر و عزم راسختر بهای جنگیدن با موانع را بپردازند در پی پاداش های زندگی اند بی انصافی می کنند.

برای دنبال کردن پرندگانی که بذرهای شما را می خورند یا علف های هرزی که منتظر هستند تا محصول شما را در کام خود فرو بلعند، هدر ندهید. برای انانی که تلاش جدی در کاشتن محافظت و مراقبت کردن آن محصولات را دارند دیگر فرصتی برای پرنده ساس و یا مانع دیگری نمی ماند که تمام تلاش بهاری آن ها را نابود سازد

یاد بگیرید که بپذیرید امور منفی همیشه هستند، و نیز بدانید که امور منفی همیشه تسلیم تلاش مداوم انسان به همراه رشد مداوم ایمان و نگرش انسان می شوند. این مشخص است که ما چیزی را درو می کنیم که می کاریم، مشروط به آنکه تلاش های کاشتن را با تلاش های ذهنی اعتقادی، و جسمانی و توجه مداوم به چیزهای با ارزش، ترکیب کنیم. به ناملایمات لبخند بزنید، و سریعاً اقدام به محو آنها کنید. انتظار ناملایمات را داشته باشید، چراکه حتماً پیش خواهند آمد. حتی از ناملایمات سپاس گذار باشید، چرا که باعث رشد روح آدمی می شود- شخصیت انسان مطمئناً در غیاب سختی ها ساخته نمی شود، بلکه در واکنش ما به سختیها است، که شکل می گیرد.

همه چیز حتی ناملایمات، خوبی خود را دارد

همه ما در جهان علت و معلولی ها زندگی می کنیم. خرمن، که زندگی اکنون ماست، نتیجه  بذرهایی است که قبل تر کاشته ایم. بعضی از بذرها را با عادت های سرسخت خود کاشته ایم. بذرهای دیگر کشت والدین، معلمان، و دیگر افراد خوش نیت ولی گمراه یا ناخودآگاه است که عادتهای پست و بد خود را به ما انتقال داده اند. در هر دو مورد، نگرش، وضع مالی، شرایط، سبک زندگی، و دید کنونی ما از امکانات آینده مان، معلول نامیده می شود. برای تغییر این معلول ها باید علت آن ها را تغییر دهیم؛ که علت خودمان هستیم. اگر قرار است معلولی تغییر کند، ابتدا باید عادت هایمان، نگرش هایمان، عقیده هایمان، و حتی اغلب حرفه، محل سکونت و دوستانمان را تغییر دهیم.

تصور کنید مردی به باغی می رود و بدون فکر کردن یا حتی پرسوجو، گیاهی را که به نظرش جذاب است، می خرد و به خانه می برد و در باغچه  خود می کارد. چند ماه بعد می بیند که گیاه رشد کرده و بزرگ شده و به یک گل کاغذی سالم تبدیل شده است؛ ولی او به این گل حساسیت دارد. حال اگر آرزو کند ای کاش گیاهش گل رز یا لاله می بود، احمقانه به نظر نمی رسد! صرف دوست نداشتن نتیجه، معلول تغییر نمی کند... علت اشک آلود بودن چشمها و آبریزش بینی، خود فرد است. تقصیر از خود فرد است که یک آدم معمولی مانده است - چه بذرها، که پدید آوردنده ی این وضعیت اند، به دست خود فرد در خاک رفته باشند، چه به دست دیگری؛ مهم نیست. متهم کردن دیگران، متأسف بودن برای خود، یا مدام علت تراشی و بهانه تراشی کردن، کاری است بس احمقانه. ماه ها فقط یورش گسترده، داوطلبانه، و اثر بخش به علت ها و تغییر آن هاست. اگر مایل به تغییر معلول ها هستید، افکار، گفتار، و توجه کامل خود را به علت ها معطوف کنید؛ مقدار قابل توجهی از وقت های بیکاری خود را با برنامه ریزی، مطالعه، و سرمایه گذاری بیشتر بر رشد خود متمرکز کنید. وقت خود را روی طرح های ارزشمند بگذارید؛ افکار خود را در راستای اهداف ارزشمند سرمایه کنید؛ استعدادهای خود را در حرفه  ارزشمندی سرمایه گذاری کنید؛ مهر خود را به لایقش ارزانی دارید؛ و سرانجام، بیشترین احترام ها را برای خود نگه دارید، چراکه همین نگاه، یعنی تصوری که از خود در ذهن دارید؛ تعیین کننده ی کیفیت زندگی تان است.

باید قبول کنیم که... مردم و اتفاقات زندگی به ناامید کردن و آسیب رساندن به شما ادامه می دهند. در میان آن ها، عزیزترین هاتان و نیز کسانی که آشنایی چندانی با آنها ندارید، قرار دارند. به ندرت پیش می آید که سوءنیت داشته باشند، بلکه موقعیتهای متفاوت آنان که خیلی وقت ها فراتر از اختیار شما هستند، آنها را وا می دارد که به روش خودشان بیاندیشند، بیان کنند وعمل نمایند و تأثیر نامطلوبی بر شما، احساسات و عواطف، و ... بگذارند. در شش هزار سال تاریخ ثبت شده منوال همین بوده، و رنجش یا اندوه شما اولین موردی نیست که در آن انسانی به خاطر اعمال نادرست دیگری به شدت آسیب می بیند. تنها راه برای جلوگیری از تأثیر زندگی - خوب و بد زندگی – کناره گیری از اجتماع است، که حتی در این حالت نیز خودتان را ناامید کرده اید، و درگیری ذهنتان از اینکه بیرون چه میگذرد، مشغله ی شما شده و به شما آسیب می رساند. اما بدانید که یک

راه حلی هست که شما را در برابر آسیبهای مردم و اتفاقات محافظت می کند، و آن این است که بیاموزید بیشتر از هر چیز، سخت روی رشد شخصی خود کار کنید. از آن جا که بر آب و هوا، یا ترافیک، یا معشوق، یا همسایه، یا رئیستان تسلط ندارید، پس باید یاد بگیرید که بر خود مسلط باشید... کسی که واکنش های او به سختیهای زندگی است که اهمیت دارد. تردید به خود راه ندهید، که آنجا که تردید سکونت دارد، جایی برای اعنماد به نفس نمی ماند. از خود غفلت نکنید، که غفلت زیان بار است. تصور تان از خود کمتر از حد واقعی نباشد، بیشتر هم نباشد، بلکه بکوشید در حد توان تان بهترین باشید. کبر و گستاخی را بر خود روا ندارید، زیرا این دو خصلت را کسانی دارند که می خواهند با آنها ضعف هایشان را بپوشانند. وقت خود را برای افسوس خوردن گذشته هدر ندهید، بلکه آن را سرمایه ای کنید برای بنای آیندهای بهتر. شما بذر روینده اید که هرچیز از آن می روید، تقدیر ان نیست که بی تحرک باشید، بلکه تقدیر ان است که از زیر خاک زندگی بیرون بجهید، و روند رشد صعودی را به سمت افقهای بیکران دنبال کنید و بر تمام موانع راه غلبه کنید. سرنوشت شما این است که از استعدادهای خود بهره برده و به چیزهایی برسید که به نظر خودتان سزاوار شمایند. بیشتر عشق بورزید، سریع تر پیش بروید، موانع بیشتری را به کنار زنید، برنامه ریزی بیشتری داشته باشید، بیشتر جذب کنید، این است معیار زندگی، که انتظار تصمیم گیری تان و دستان گشوده شما شایستگی آن را دارید، پس به یقین پیروز می شوید.

برای "توسعه فردی" بیشتر

نظرات

نظرخود را با ما درمیان بگذارید

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

نظرات سایر دوستان