مطالب

17 فایل ثروت (فایل چهارم)

در این جلسه با چهارمین فایل ثروت، آشنا می شوید. از شما می خواهیم با دقت مطالب را مطالعه کنید و پیشنهاد می کنیم آن را چندین بار مرور کنید. در پایان می خواهیم به توصیه هایی که به شما در این بخش می شود عمل کنید. چرا؟ چون الآن دقیقا زمانی است که شیوه ی متفاوتی را امتحان کنید. مخصوصا شیوه ای که از ذهن افراد ثروتمند بیرون آمده و هزاران نفر دیگر را در مسیر رسیدن به ثروت قرار داده است. مفاهیم ساده اما پرمحتوا هستند. آنها برای شما تغییرات اساسی ای را در زندگی تان ایجاد می کنند. شما باید اطلاعات هر فایل را سریع در زندگی تان پیاده کنید. بعد از آن، این دانش وارد جسم تان می شود. مطالعه کردن می تواند در این مورد به شما کمک کند، اما بین مطالعه و عمل کردن فاصله زیادی وجود دارد. اگر برای رسیدن به ثروت واقعا مصمم هستید، ثابتش کنید. حالا وقت آن رسیده است که با چهارمین فایل ثروت آشنا شوید...   جهت آشنایی کامل با فایل های ثروت، می توانید به فایل معرفی این آموزش ها مراجعه کنید معرفی آموزش 17 فایل ثروتمندی

مشاهده کامل

فصل های زندگی-بهار(جیم ران)

انسان ها طبق تاریخ ثبت شده شش هزار سال است که پا به این دنیا گذاشته اند. توصیه های والدین را شنیده ، آموزش های کلاس درس را دیده، و زندگی را تجربه کرده اند؛ بسیاری برای خود اهداف و خواسته های بزرگی تعیین کردند، و رؤیاهای بزرگی دیدند، ولی در واپسین لحظات عمر خود، چیز درخور توجهی که اثری از حضورشان را در این کره خاکی نشان دهد، جا نگذاشتند. جز یک کارت که برای شناسایی در زمان زنده بودنشان کارایی داشت، سنگ قبر، و نیم میلیون دلار سرمایه که در این دوره شروع معمولی زندگی شان و پایان نافرجام آن، خرج وسایل خانه و زندگی شان شده بود. برخی، مال دنیا را به بهای از دست دادن دوستان و از هم پاشیدن خانواده، به دست آورده اند. برخی دیگر نیز، درحالی که با کوتاهی در امور خانواده، بنیان آن را متزلزل می کنند، ثروت نیز برایشان همیشه دست نیافتنی باقی می ماند. ولی بیشتر مردم، برای همیشه در یکی از این دو دسته جای می گیرند: فقیر و در پی ثروتمند شدن، و یا ثروتمند و در پی شادی که در دوران فقر همواره دنبال آن بودند. زندگی ارائه  پاسخ های دقیق به پرسش های دیرینه  آدمی بود، که قرن ها پیش این کشف صورت گرفته بود و هر یک از ما نیز از آن موفقیتها لذت می بردیم. در حقیقت، قاعده ای که برای یک نفر موفقیت به بار می آورد، شاید برای دیگری منجر به نابودی اش شود. همانقدر که مطمئن هستیم خالقمان ما را تک تک و منحصربه فرد آفریده، به همان اندازه مطمئن باشیم که هم او در مبارزه ما با چالشهای زندگی برای هر یک از ما راه حل هایی منحصربه فرد در نظر گرفته است. بهار در پی خاموشی زمستان، بهار فصل فعالیت و فرصت، از راه می رسد. بهار فصلی است که باید با بذر دانش، تعهد و تلاش مصمم به مزارع حاصل خیز زندگی پا گذاشت. بهار فصل دست روی دست گذاشتن نیست، یا تأمل بر احتمالات شکست نیست. نادان همانیست که بگذارد، بهار بگذرد، و فقط در فکر خاطرات محصول پربار پاییز گذشته باشد، یا به رغم تلاش بسیار زیادش در بهار پارسالی؛ تنها دل مشغول در شکست پاییز.

مشاهده کامل

تاثیر صدا در ارتباطات و جذب افراد

هر کسی ممکن است صادقانه صحبت کند اما افراد کمی قادرند منظم و عاقلانه و با قدرت صحبت کنند. درجه صدا تاثیر عمیقی بر حالت و قابلیت پذیرش فردی دارد که به او صحبت می کنید. تون صدا به تنهایی مسئول انتقال 38 درصد پیغام شماست. ترجیح می دهید به صحبت چه کسی گوش کنید؟ کسی که با صدای بلند و جیغ مانند، گوش تان را کر می کند و آرزو می کنید ای کاش جای دیگری بودید یا کسی که قادر است شما را چنان با صدای گرم و پر طنین خود جذب کند که احساس کنید که در یک پتوی کشمیری پیچیده شده اید؟ شکی نیست که پتوی کشمیری همیشه برنده است. نظرتان درباره صداهای یکنواخت و خسته کننده چیست؟ ما به آنها صداهای ملال آور می گوییم. این صداها قطعا توجه و قابلیت پذیرش شنونده را کاهش می دهد. شما باید مثل قصه گوها از صدای خود استفاده کنید. طوری به آن جان و رنگ ببخشید که هر آنچه درباره آن صحبت می کنید جالب به نظر برسد. تصمیم بگیرید یک قصه گو باشید تا یک ماشین ضبط سخنگو.

مشاهده کامل

پیام بازاریابی باید جذاب باشد

برخی از شرکت ها و کسب و کارها هستند که همواره دوست دارند تا لقمه را مستقیم وارد دهان نکنند و از راهکارهای پیشرفته و به قول خودشان مدرن استفاده کنند تا بتوانند راهکاری ارائه دهند. شما باید به عنوان فردی که یا صاحب کسب و کار هستید و یا یک بازاریاب و در حال مطالعه این مقاله آموزشی هستید، بدانید: تنها چیزی که برای مشتریان شما اهمیت دارد و به آن فکر می کنند این است که محصول شما و یا خدمات شما چگونه در حل کردن مشکلات شان به آنها کمک خواهد کرد. یک سوال از خودتان بپرسید. تا کنون شما از طریق تمامی راه هایی که می توانستید پیام های بازاریابی شرکت های مختلف را ببنید، چند نمونه از پیام بازاریابی را به خاطر دارید؟ بنابراین می بینید که این پیام ها صرفا به دلایلی در ذهن شما ماننده اند و تعداد شاید میلیون ها پیام بازاریابی دیگر را اصلا به خاطر ندارید. دلیل اینها چیست؟ چرا برخی پیام ها حتی تا سال ها در ذهن آدم می ماند و برخی حتی یک دقیقه نیز در ذهن جای نمی گیرند؟ دلایل مختلفی را می توان برای این موضوع در نظر گرفت ولی می خواهیم مهم ترین دلیل آن را بررسی کنیم.

مشاهده کامل

چرا زبان بدن در جذاب بودن مهم است؟

به خاطر داشته باشید که در یک گفتگو شما بیشتر از طرف مقابل به آنچه که باید بگویید، علاقمند هستید وقتی می نشینید نحوه قرار گیری بدن و طرز نشستن، میزان علاقه شما را به شخصی که صحبت می کند و آنچه که می گوید، نشان می دهد. وقتی به طرف شخص متمایل می شوید مثل این است که با بدن تان می گویید از نظر من فرد با جذبه ای هستی تو مرا با نیرویت به سوی خود می کشی. به عقب رفتن شاید به این معنا باشد که من خسته ام ترجیح می دهم به کارهایم برسم تا اینکه با تو صحبت کنم. همه چیز به حساب می آید به عنوان شرط اول سعی کنید کل بدن خود را به سمت فرد مقابل متمایل کنید. اگر پاهای تان را روی هم می گذراید پا و زانوی بالایی خود را به طرف فرد مقابل بگیرید. مطمئن شوید که دست های تان باز هستند و از دست های خود برای تائید هنگام صحبت کردن استفاده کنید. بدین صورت تصویر روشنی از صداقت و پذیرش آنها می کنید. وقتی ایستاده اید باید فاصله ای بین خود و فرد مقابل ایجاد کنید. برای اینکه تصمیم بگیرید چه فاصله ای مناسب هست، عکس العمل های خود را زمانی که مردم خیلی به شما نزدیک شده اند یا از شما دور می شوند، بررسی کنید. سپس آنچه را که از موقعیت یابی خود نسبت به دیگران آموخته اید به کار ببرید. اگر فرد بخواهد به شما نزدیک تر شود از او خیلی فاصله می گیرید. اگر بخواهد از شما فرار کند به دایره آسایش او حمله می کنید. دایره های ارتباط

مشاهده کامل

ستون پنجم موفقیت جیم ران

هر روز فرصت های زیادی را در خود نهفته است، اما فقط یکی از آنها بهترین است. استفاده بهینه از وقت سو با لبخندی پرسید: "یک فنجان دیگر؟ " چارلی پاسخ داد: "البته اگر ممکن است یک فنجان دیگر می خواهم." سو برای هر کدام یک فنجان دیگر ریخت و خارج شد. "واقعیتش نمی دانم چارلی. سردرگم هستم و نمی دانم چگونه با وجود داشتن این همه مشغله کاری، به دنبال پیدا کردن هدف و برنامه ریزی برای آن باشم." چارلی گفت: این جمله مدام از دهان آقای دیویس بیرون می آید: "همه ما انسان ها باید یکی از این دو درد را تجربه کنیم. درد انظباط و یا درد پشیمانی. تنها تفاوت این دو رنج این است که انظباط یک گرم وزن دارد و پشیمانی یک تن. مایکل، این گفته بسیار مهمی است." چارلی گفت: "فکر کنم متوجه منظورتان نشدم" "بسیار خب. فرض کن در بستر مرگ افتاده ای. چند کار هست که هنوز انجام نداده ای و آرزوی انجامش دادن شان را در سر می پرورانی و اگر آنها را انجام نداده باشی در این موقع باید حسرت زیادی بخوری؟  مایکل، باید بدانی که مرگ حتمی است و من که یک پیرمرد هستم، پی برده ام که چقدر زندگی زود گذشت.  برای من تقریبا کار تمام است. خوشبختانه خوب زندگی کرده ام و به هر چیزی که می خواستم رسیده ام.  با این حال هستند کسانی که حتی به خود اجازه رویا دیدن را نداده اند. بسیاری نیز که رویاپردازی کرده اند، در همان جا مانده اند و تلاشی برای رسیدن به آنها برنداشته اند و یک روز از خواب بیدار می شوند و پی می برند که مرگ فرا رسیده است و با یک بدن سست و بی رمق که توانایی انجام کاری را ندارد، باید یک تن تاسف با خود حمل کنند." چارلی ادامه داد و گفت: "میبینی مایکل...ارزش روزها بسیار بالاست. وقتی یک روز تمام می شود، در واقع یک روز از زندگی تو کم می شود و یک روز کمتر فرصت زندگی کردن داری. پس اطمینان پیدا کن که هر روزت را عاقلانه و منطقی خرج می کنی." مایکل گفت: "از کجا باید بدانم که روزهایم را عاقلانه خرج می کنم؟"

مشاهده کامل