مطالب

5 راه برای اینکه دیگران را مجذوب خود کنیم؟

مردم اهمیت نمی دهند که چقدر می دانید، تنها به اینکه به آنها چقدر اهیمت می دهید، توجه دارند.   افراد با جذبه معمولاً خوب گوش می دهند و اغلب به خاطر همین ویژگی شان فرصت های بیشتری نصیب شان می شود. فرصت هایی به آنها داده می شود که شاید هیچ گاه به دیگر اطراف یان آن شخص پیشنهاد نشود. این افراد ممکن است به خاطر کارهایی بخشیده شوند که دیگران به خاطر آنها به دار آویخته می شوند!. مردم همیشه به این افراد احترام می گذارند و همواره به آنها سود می رسانند. روانشناسان می گویند هسته شخصیت یک شخص اعتماد به نفس است. این اصطلاح به بیان ساده تر یعنی اینکه چقدر خودتان را دوست دارید. در واقع اعتماد به نفس یعنی اینکه چقدر شما احساس می کنید مهم و ارزشمند هستید. یقیناً با افرادی ملاقات کرده اید که با جذبه خود شما را مجذوب خود کرده اند. در آن لحظه احساس کرده اید که آنها واقعا شما را دوست دارند، به شما ارزش قائل هستند، تمام توجه شان به شما معطوف است و در هنگام صحبت کردن به هیچکس دیگری به غیر شما توجه نمی کنند.وقتی در کنار شما هستند بدون توجه به اینکه شخص دیگری در آنجا حضور دارد، هیچکسی به غیر شما برای شان اهمیت ندارد. آنچنان رفتار می کنند که شما احساس می کنید جذاب ترین و مهم ترین شخصی هستید که تا به حال ملاقات کرده اند. شما هم به دلیل اینکه از گفتگو کردن با آنها لذت می برید قضاوت و انتقاد را به تعویق می اندازید. آیا به خاطر دارید در برخورد با این آدم ها چه احساسی داشته اید؟ شرط می بندم که احساس ارزشمند بودن می کرده اید. به این فکر کنید که چه قدرتی لازم است تا بتوانید کسی را وادار کنید که درباره خودش به احساس شگفت انگیزی برسد؟ رهبران سیاسی این احساس را پرورش می دهند تاجران موفق آن را توسعه می دهند و بازیگران از آن بهره می برند. تقریباً هر کسی که با مردم سروکار داردمی تواند از جذبه بهره ببرد و هر کسی که می خواهد از نردبان موفقیت بالا برود باید این خصوصیت را در خود تقویت کند. در ادامه می خواهیم چند راهکار برای جذب دیگران را برای شما ارائه دهیم

مشاهده کامل

مشتریان تان را بشناسید

این جمله را به خاطر داشته باشید: میان توصیف مشتریان و شناخت مشتریان تفاوت بارزی وجود دارد. سعی کنید مشتریان تان را بشناسید. بازاریابان حرفه ای می دانند که برای اینکه بتوانند پیامی را به مشتریان برسانند باید آنها دقیق بشناسند. بسیاری از سازمان ها و کسب و کارها اقدامات لازم برای شناسایی درست و دقیق مشتریان انجام نمی دهند. در بازاریابی سه اصطلاح بسیار مهم داریم که عبارتند از: مشتری محوری مشتری گرایی مشتری مداری این اصطلاحات کاربردهای متفاوتی دارند و به عبارتی این ها نشان می دهند که کسب و کارها و تجارت ها برای شناسایی مشتریان از راه کارهای مختلفی استفاده می کنند اما یک تمایز و تفاوت بارزی میان توصیف مشتریان و شناخت دقیق آنها وجود دارد. جهت آشنایی بیشتر با بازار مشتری محور از طریق لینک زیر اقدام به مطالعه نمایید بازار مشتری محور چیست؟ در این آموزش قصد داریم تا با چند مثال ساده مفهوم شناخت دقیق مشتریان را برای شما توضیح دهیم

مشاهده کامل

چگونه با وبلاگ زدن به بازاریابی محصولاتم کمک کنم؟

وبلاگ ها ابزار بسیار مفید برای ترویج و توسعه عقاید و دیدگاه های شماست و به شما کمک می کند تا دیگران را در مسائلی که مطرح می کنید مشارکت دهید. در واقع وبلاگ ها مانند یک صفحه بورد هستند اما کمی شخصی تر و صمیمی تر از آن. وبلاگ ها فضایی برای شما ایجاد می کنند که بتوانید از عقایدتان حرف بزنید و دیگران را در رابطه با عقایدتان مطلع کنید. زمانی که شما اطلاعات خود را در وبلاگ ها و سایت های تان منتشر می کنید، دیگران در جستحوهای موضوع مرتبط با شما، به شما دسترسی پیدا می کنند و از این طریق می توانید مشتریان جدیدی را به دست بیاورید. به هر میزان که بتوانید اطلاعات مفیدی در اختیار کاربران قرار دهید به همان میزان موتورهای جستجو شما را در صدر جدول نشان خواهند داد. قبل از اینکه اقدام به تاسیس یک وبلاگ برای بازاریابی محصولات تان کنید، باید بتوانید اقداماتی را انجام دهید و سوالاتی را از خودتان بپرسید.

مشاهده کامل

بازاریابی یک هنر است

هنر یک امر احساسی است و بازاریابی هم هنر است. بنابراین برای آنکه موثر و کارآمد باشد، باید احساسی باشد. زمانی بود که در بازاریابی و به ویژه تبلیغات بیش از آنکه تاثیر تجاری آنها مورد توجه قرار بگیرد، ایده های خلاقانه در آن ها مورد توجه قرار می گرفت. تبلیغات "سوپر باول" در آمریکا احتمالاً یکی از بهترین نمونه های شناخته شده این پدیده بود. بسیاری از این تبلغیات هنر برای هنر بود. آنها ارتباط چندانی با شرکت و یا نام تجاری نداشتند. گاهی برخی از این تبیلغات حتی معنی مشخصی نیز نداشتند اما آنها معمولاً آثار هنری خلاق و درخشانی بودند. حقیقت آن است که بازاریابی نباید هنر برای هنر باشد. در واقع بازاریابی باید با استفاده از هنر به شما کمک کند که فعالیت تجاری و اقتصادی تان را پیش ببرید و به اهداف تان دست بیابید. بازاریابی همچنتین با استفاده از هنر امکان ارتباط احساسی با مردم را فراهم کند. هنر بصری و تصویری است به شما می گوید این شرکت چه شرکتی است محصولات آن چگونه کار می کنند و نام تجاری آن چیست. گفته می شود ارزش یک تصویر بیش از هزار کلمه است. در بازاریابی گاهی همه آن چیزی که در اخیتار دارید، تصاویر است. باید یاد بگیرید که چگونه از تصاویر برای بیان پیام تان استفاده کنید. فراموش نکنید که باید بتوانید از زبان هم به شکلی هنرمندانه در بازاریابی و تبیلغات استفاده کنید. باید یاد بگیرید که چگونه موضوع مورد نظرتان را به شکلی جدید و متفاوت بیان کنید و میان تصاویر و شرکت و محصول تان ارتباط برقرار کنید

مشاهده کامل

تغییر بخشی از روند بازاریابی است

کسب آخرین اطلاعات و اخبار درباره حوزه فعالیت تان تنها یک ویژگی خوب نیست بلکه یکی از الزامات مورد نیاز برای هر بازاریابی است. برای برخی از مردم پیگیری جریان های جدید و مدرن در حوزه فعالیت شان به یک عادت تبدیل شده است اما برای برخی این کار رنج آور است و به همین علت هم چندان به آن توجه ندارند. شما می دانید که برای حفظ سلامتی باید کمتر غذا بخورید و بیشتر فعالیت های بدنی انجام دهید اما این بدان معنا نیست که همیشه این کار را انجام می دهید. شما باید بدانید که به وبسایت های معروف در حوزه فعالیت تان سر بزنید تا از به روزترین اطلاعات آگاه شوید. کسب آخرین اطلاعات و اخبار درباره حوزه فعالیت تان تنها یک ویژگی خوب نیست بلکه یکی از الزامات مورد نیاز برای هر بازاریابی است. شما بابد از تحولات حوزه فعالیت تان مطلع شوید تا بتوانید در زمانی که تغییرات به وقع می پیوندند در موقعیت مناسبی قرار داشته باشید و پیام های بازاریابی مناسبی برای مشتریان ارسال کنید.

مشاهده کامل

ستون پنجم موفقیت جیم ران

هر روز فرصت های زیادی را در خود نهفته است، اما فقط یکی از آنها بهترین است. استفاده بهینه از وقت سو با لبخندی پرسید: "یک فنجان دیگر؟ " چارلی پاسخ داد: "البته اگر ممکن است یک فنجان دیگر می خواهم." سو برای هر کدام یک فنجان دیگر ریخت و خارج شد. "واقعیتش نمی دانم چارلی. سردرگم هستم و نمی دانم چگونه با وجود داشتن این همه مشغله کاری، به دنبال پیدا کردن هدف و برنامه ریزی برای آن باشم." چارلی گفت: این جمله مدام از دهان آقای دیویس بیرون می آید: "همه ما انسان ها باید یکی از این دو درد را تجربه کنیم. درد انظباط و یا درد پشیمانی. تنها تفاوت این دو رنج این است که انظباط یک گرم وزن دارد و پشیمانی یک تن. مایکل، این گفته بسیار مهمی است." چارلی گفت: "فکر کنم متوجه منظورتان نشدم" "بسیار خب. فرض کن در بستر مرگ افتاده ای. چند کار هست که هنوز انجام نداده ای و آرزوی انجامش دادن شان را در سر می پرورانی و اگر آنها را انجام نداده باشی در این موقع باید حسرت زیادی بخوری؟  مایکل، باید بدانی که مرگ حتمی است و من که یک پیرمرد هستم، پی برده ام که چقدر زندگی زود گذشت.  برای من تقریبا کار تمام است. خوشبختانه خوب زندگی کرده ام و به هر چیزی که می خواستم رسیده ام.  با این حال هستند کسانی که حتی به خود اجازه رویا دیدن را نداده اند. بسیاری نیز که رویاپردازی کرده اند، در همان جا مانده اند و تلاشی برای رسیدن به آنها برنداشته اند و یک روز از خواب بیدار می شوند و پی می برند که مرگ فرا رسیده است و با یک بدن سست و بی رمق که توانایی انجام کاری را ندارد، باید یک تن تاسف با خود حمل کنند." چارلی ادامه داد و گفت: "میبینی مایکل...ارزش روزها بسیار بالاست. وقتی یک روز تمام می شود، در واقع یک روز از زندگی تو کم می شود و یک روز کمتر فرصت زندگی کردن داری. پس اطمینان پیدا کن که هر روزت را عاقلانه و منطقی خرج می کنی." مایکل گفت: "از کجا باید بدانم که روزهایم را عاقلانه خرج می کنم؟"

مشاهده کامل