مطالب

17 فایل ثروت (فایل پنجم)

در این جلسه با پنجمین فایل ثروت، آشنا می شوید. از شما می خواهیم با دقت مطالب را مطالعه کنید و پیشنهاد می کنیم آن را چندین بار مرور کنید. در پایان می خواهیم به توصیه هایی که به شما در این بخش می شود عمل کنید. چرا؟ چون الآن دقیقا زمانی است که شیوه ی متفاوتی را امتحان کنید. مخصوصا شیوه ای که از ذهن افراد ثروتمند بیرون آمده و هزاران نفر دیگر را در مسیر رسیدن به ثروت قرار داده است. مفاهیم ساده اما پرمحتوا هستند. آنها برای شما تغییرات اساسی ای را در زندگی تان ایجاد می کنند. شما باید اطلاعات هر فایل را سریع در زندگی تان پیاده کنید. بعد از آن، این دانش وارد جسم تان می شود. مطالعه کردن می تواند در این مورد به شما کمک کند، اما بین مطالعه و عمل کردن فاصله زیادی وجود دارد. اگر برای رسیدن به ثروت واقعا مصمم هستید، ثابتش کنید. حالا وقت آن رسیده است که با پنجمین فایل ثروت آشنا شوید...   جهت آشنایی کامل با فایل های ثروت، می توانید به فایل معرفی این آموزش ها مراجعه کنید معرفی آموزش 17 فایل ثروتمندی

مشاهده کامل

فصل های زندگی-زمستان(جیم ران)

تمامی فصل ها حضوری کوتاه خواهند داشت. زمستان نیز از این قضیه مستنثی نیست. زمستان در طی یک دوره کوتاه می خواهد قدرتش را به ما نمایان کند. در برخی اوقات تابستان نیز زمستان وقتی ما مشغول به رسیدگی به کاشته های خود هستیم، لحظه ای کوتاه خود را نمایان می کند تا کاشته های ما را تهدید کند. در فصل فرصت ها(بهار) هر لحظه امکان دارد که زمستانی غیرقابل پیشبینی نمایان شود. پس باید سریعتر و سخت تر تلاش کرد. و زودتر وارد عمل شد. جیم ران اگر در فصل بهار، سریعتر اقدامی علیه تهدید های زمستان نکنیم، بدون تردید فرصت ها را یک سال از دست خواهیم داد. باید خود را برای طوفان های زندگی آماده کنیم. زمستان ممکن است در فصل برداشت(پاییز) خود را نمایان کند. درست لحظه ای که، می خواهیم پاداش دو فصل قبلی را برداشت کنیم. پس اگر زودتر نجنبیم برای ما خرمنی به جا می گذارد که ارزشی نخواهد داشت. نخستین درس زندگی که باید آموخت این است که زمستان هر لحظه امکان هویدا شدن دارد. خیال نکنید که، زمستان همواره با برفو سرما و یخ و طوفان می آید. زمستان ممکن است در چهره یأس و ناامیدی، تسلیم شدن ومصیبت برایتان پدید آید. وقتی به درگاه خدا دعا می کنیم و پاسخی نمی یابیم، زمستان فرا رسیده است. وقتی از رفتار فرزند خود مات و مبهوت می مانیم، زمستان فرا رسیده است. هنگامی که اوضاع اقتصادی بر وفق مراد نیست، و طلبکاران به سراغ مان می آیند زمستان فرا رسیده است. هنگامی که رقیب ما خودنمایی می کند، دوستی از ما سوء استفاده می کند به نظر می رسد که زمستان فرا رسیده است. زمستان در قالب های مختلفی می رسد. برایش کشاورز و تاجر و یا حتی خود شما فرقی ندارد. وقتی زمستان می رسد ما دو گونه رفتار خواهیم داشت: یا خود را از قبل مهیا کرده ایم یا خود را از قبل مهیا نکرده ایم زمستان برای آن هایی که خود را در بهار، به تلاش و کاشت سخت وادار داشتن و در تابستان به مراقبت از کاشته هایشان پرداختند و در پاییز برداشت کردند، تعریف دیگری خواهد داشت.  

مشاهده کامل

قدرت توجه

دوستان ما کمتر ما را از جذابیت های سخن خود خشنود می سازنند و بیشتر از جذابیت های سخن ما لذت می برند. فولک گراویل به فیلم نامه زیر توجه کنید: صحنه در سر میز صبحانه یا شام گرفته شده است! زن: تو به حرف های من گوش نمی دهی؟ مرد: من گوش می کنم. زن: نه گوش نمی کنی مرد: به تو می گویم گوش می کنم زن: دارم می گویم گوش نمی کنی مرد: گوش می کنم. من هر مزخرفی را که بگویی گوش می کنم. زن: من مزخرف نمی گویم. تو به حرف های من گوش نمی کنی. این یک فیلم نامه از زندگی همه ما در زندگی و تجارت، بازاریابی و... است. در واقع چیزی که زن می خواهد به مرد بگوید این است که حتی اگر 100 درصد گفته او را به خاطر آورد، نمی تواند او را متقاعد کند که تمام توجهش را به او داده است. به عبارتی زن می خواهد بیان کند که توجه کردن و گوش کردن به این معنا نیست که ما حرف های دیگران را در خاطر بسپاریم بلکه می خواهد بیان کند که رفتارهایی را باید در توجه رعایت کنیم. گوش دادن تنها به این معنی نیست که ما در آنجا حضور داشته باشیم بلکه اصول و نکاتی دارد که در صورت رعایت نکردن، نمی توانیم تبدیل به یک فرد با جذبه و تاثیرگذار باشیم. در اینجا می خواهیم بدانیم توجه صد در صدی چیست؟

مشاهده کامل

بازاریابی باید منجر به فروش بیشتر شود

بازاریابی فعالیتی است هیجان انگیز و لذت بخش. در واقع بازاریابی بدون هیجان و خلاقیت چیزی جز یک کلمه بی معنا نیست. بسیاری از ایده های بازاریابی ماحصل تفکرات و ایده هایی است که از روی خلاقیت و کنجکاوی به وجود آمده اند. شما روزهایی بوده است که در اواخر شب قبل خواب ایده هایی به ذهن تان زده است و آن را جایی یادداشت کرده اید و سپس در روزهای آینده آنها را اجرا کرده اید. در واقع کاری که شما باید انجام دهید این است که ایده های خود را ابتدا باید در ذهن تان عملی کنید و سپس آنها را عینی به صورت نوشته ای چاپی دربیاورید. بازاریابی شیوه ای است که در آن شما با استفاده از آن پیام هایی را ابداع کرده و برای مخاطبان و مشتریان ارسال می کنید. این اقدام به جلب توجه مردم به محصول یا خدمات شما منجر می شود و از این طریق در واقع آنها را متقاعد می کنید که محصول و یا خدمات شما را خریداری کنند. بازاریابی باید منجر به افزایش فروش شود.

مشاهده کامل

هفت گام رسیدن به اهداف- برایان تریسی

تنها از طریق طرحی می توانیم به اهدافمان برسیم که به آن ایمان داشته و دقیقا بر اساس آن عمل کنید هیچ راه دیگری برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد استفن برن
بسیاری از مردم فکر می‌کنند که داشتن یک هدف مشخص، مثبت اندیشی و خوشبینی نسبت به این هدف، تنها لازمه موفقیت و به خوشبختی رسیدن است. اگر چه انتخاب مقصد خیلی اهمیت دارد اما تنها نقطه آغاز کار نیز به حساب می‌آید. حالا زمان آن است که به خود و دیگران نشان دهید که در مورد هدفتان چقدر جدی هستید. واقعیت این است که تنها 3 درصد از مردم اهداف مشخصی دارند و همچنین طرح هایی برای رسیدن به آن. تنها سه درصد از مردم هستند که هر روز روی مهمترین هدف شان کار می‌کنند. تنها افراد موفق هستند که بیشتر اوقات به اهداف خود فکر می کنند. اکثر مردم به جای هدف، آرزو دارند. آنها امید، رویا و خیال هایی دارند. من به این رویاها "دود سیگار" می گویم. آنها خیلی زود از شور و اشتیاق می‌افتند و شفافیت و مسیر خاصی ندارند. خانه رویاهای تان، کسب و کار موفق تان، رابطه و کار عالی تان،  تنها یک رویاست مگر این که با آن "گوشت و استخوان" اضافه کنید تنها زمانی که برنامه‌ریزی کنید و جزئیات طرح تان را تهیه نمایید، می توانید از رسیدن به مقصد بر اساس برنامه خود اطمینان داشته باشید.

مشاهده کامل

ستون پنجم موفقیت جیم ران

هر روز فرصت های زیادی را در خود نهفته است، اما فقط یکی از آنها بهترین است. استفاده بهینه از وقت سو با لبخندی پرسید: "یک فنجان دیگر؟ " چارلی پاسخ داد: "البته اگر ممکن است یک فنجان دیگر می خواهم." سو برای هر کدام یک فنجان دیگر ریخت و خارج شد. "واقعیتش نمی دانم چارلی. سردرگم هستم و نمی دانم چگونه با وجود داشتن این همه مشغله کاری، به دنبال پیدا کردن هدف و برنامه ریزی برای آن باشم." چارلی گفت: این جمله مدام از دهان آقای دیویس بیرون می آید: "همه ما انسان ها باید یکی از این دو درد را تجربه کنیم. درد انظباط و یا درد پشیمانی. تنها تفاوت این دو رنج این است که انظباط یک گرم وزن دارد و پشیمانی یک تن. مایکل، این گفته بسیار مهمی است." چارلی گفت: "فکر کنم متوجه منظورتان نشدم" "بسیار خب. فرض کن در بستر مرگ افتاده ای. چند کار هست که هنوز انجام نداده ای و آرزوی انجامش دادن شان را در سر می پرورانی و اگر آنها را انجام نداده باشی در این موقع باید حسرت زیادی بخوری؟  مایکل، باید بدانی که مرگ حتمی است و من که یک پیرمرد هستم، پی برده ام که چقدر زندگی زود گذشت.  برای من تقریبا کار تمام است. خوشبختانه خوب زندگی کرده ام و به هر چیزی که می خواستم رسیده ام.  با این حال هستند کسانی که حتی به خود اجازه رویا دیدن را نداده اند. بسیاری نیز که رویاپردازی کرده اند، در همان جا مانده اند و تلاشی برای رسیدن به آنها برنداشته اند و یک روز از خواب بیدار می شوند و پی می برند که مرگ فرا رسیده است و با یک بدن سست و بی رمق که توانایی انجام کاری را ندارد، باید یک تن تاسف با خود حمل کنند." چارلی ادامه داد و گفت: "میبینی مایکل...ارزش روزها بسیار بالاست. وقتی یک روز تمام می شود، در واقع یک روز از زندگی تو کم می شود و یک روز کمتر فرصت زندگی کردن داری. پس اطمینان پیدا کن که هر روزت را عاقلانه و منطقی خرج می کنی." مایکل گفت: "از کجا باید بدانم که روزهایم را عاقلانه خرج می کنم؟"

مشاهده کامل